فيگوئروآ ( مترجم : غلام رضا سميعى )
450
سفرنامه دن گارسيا دسيلوا فيگوئروآ ( سفير اسپانيا در دربار شاه عباس اول ) ( فارسى )
تيول و احيانا چند تنى از بستگان يا دوستان او . اينان منافع خود را تقسيم كرده براحتى زندگى مىكنند . هر خانواده براى دفاع از خود در برابر سياهانى كه گهگاه از خشكى بدانها حمله مىكنند و غالبا هندى هستند ، چند تفنگ فتيلهاى يا سرپر و برخى سلاحهاى ديگر دارند . چنان كه گفتيم اين جزاير بسيار كوچكند بطورى كه طول برخى از آنها بيش از نيمفرسنگ نيست . هنگام جزر دريا پياده از جزيرهاى به جزيرهء ديگر مىروند . اين جزاير با همهء كوچكى بسيار حاصلخيز و از درخت خرما و ليمو و چنار انباشتهاند . درختان انجير بسيار ممتاز آنها سالى دوبار ميوه مىدهد و انگور فراوان و مرغوب در آنها به عمل مىآيد . انواع سبزى و ديگر نباتات اين جزيره از آب شيرين چاههاى بيشمار آبيارى مىشود . اگر پرتغاليها اهل زراعت بودند يا بيشتر بدان دل مىدادند مىتوانستند انواع ميوههاى اسپانيا را در اين جزاير به عمل آورند . جزيرهء كيرينبا بزرگترين جزيرهء اين مجمع الجزاير است و به همينسبب ، و نيز به جهت آنكه اولين جزيرهاى است كه مسكون شده ، در آن بيست و پنج خانه هست كه قسمتى متعلق به پرتغاليها و تعدادى ملك دو رگههاست كه بيشترشان همچون مردم جزاير ديگر با خانواده و بردگانشان زندگى مىكنند . اين بيست و پنج خانه در كنار يكديگر نيستند بلكه هردو يا سه خانه در يكجا بنا شده همچون خانههاى جزيرهء آندارو « 301 » كه در كتاب اول اين سفرنامه آن را توصيف كردهايم ، در اينسو و آنسو پراكندهاند . در اين جزيره صومعهاى نيز هست و هر سه سال يك بار يك روحانى دومينيكن از گوآ مىآيد و امور دينى ساكنان را انتظام مىبخشد . مردم ديگر جزاير نيز براى انجام فرايض دينى بدين جزيره مىآيند . در اين جزيره گذشته از ميوه و سبزى فراوان تعداد زيادى بز و گاو نر و ماده و پرندگان بيشمارى ، از جمله كبوتر وحشى و قمرى ، يافت مىشود . دريا نيز انواع ماهى را در اختيار اهالى مىگذارد . دومين جزيره اويبو نام دارد كه ما در كنار آن لنگر انداخته
--> ( 301 ) Andaro